تبليغاتX
weLcOme to My weBoG

weLcOme to My weBoG

هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

خدا با من است چون هیچ چیز نمیتواند او را شکست دهد هیچ چیز نمیتواند مرا شکست دهد

+ نوشته شده در  2009/8/31ساعت 2:26 PM  توسط age gofti?  | 

امیر میگه نه راست نیست.

از این طرف این پسره میگه امیر که تو رو نمی خواد چرا خودتو سر کار میذاری؟؟؟؟؟؟؟  من چه کار

کنم با این دوتا؟؟؟؟ 

+ نوشته شده در  2009/8/7ساعت 4:45 PM  توسط age gofti?  | 

عیدتون مبارک

سلام . خوبید؟ مرسی عید شما هم مبارک. میدونید چی شد؟؟ نمیدونید که. الان میگم بدونید.

دیروز دوست پسر قبلی اس داد که باز باهم باشم. منم گفتم نههههههه گفتم من امیرو دوست دارم. اونم

گفت که روز اول امیر شمارتو داده بود به منو اینا. تو لیاقتت امیره اینا. بعد شب شد من رفتم بیرون که هم

عشقم رو دیدم الهیییییی قربونش برم داشت یواشکی نگام میکرد منم مچشو گرفتم یه دفعه جفت باهم

خندیدیم . بعد زور رفتمم از اونجا آخه اون دوست پسره هم بود. شب شد. ۲ بود پسره اس داد که امیرو دیدم باهاش دعوام شد زدم تو صورتشو....

من صبح به امیر اس دادم میگم بگو چی شده میگه نمیدونم

+ نوشته شده در  2009/8/7ساعت 1:0 PM  توسط age gofti?  | 

چقدر عالیه با تو بودن حتی یک ثانیه

دیشب به یمیر اس دادم که: اگه تو فردا میری تو محل بگو من نیام.

صبح بود جواب داد:سلام. اره میرم. واسه چی نمیای؟

گفتم چون نمیخوام ببینمت

گفت چرا؟؟؟

گفتم چون دوست ندارم جنابعالی رو ببینم

گفت مگه انقدر از من بدت میاد؟ گفتم نه اما نمیخوام ببینمت

گفتم دوستت دارم. مواظب خودت باش. باشه؟

گفت باشه باشه

+ نوشته شده در  2009/8/6ساعت 2:23 PM  توسط age gofti?  | 

امیر نی نی بودی این شکلی بودی؟؟؟؟؟

 

                    امیر دوستت دارم  

+ نوشته شده در  2009/8/4ساعت 2:39 PM  توسط age gofti?  | 

دلم نمیاد نگم

اون روز یعنی شنبه ۳مرداد تموم شد. فردا صبحش امیر بهم اس داد که دیشب تا از سر کار امدم خوابیدم. خیلی خسته بودم.  منم گفتم اوکی. اون روز تا شب بهم اس دادیم. امیر که از آبان پارسال با دختری به اسم مهسا دوست بود و عاشقش بود اما مهسا امیرو سر کار گذاشته بود. امیر گفت هنوز اونو دوست داره و باهاش دوسته اما دروغ میگفت آخه قبل از عید بهم زده بودند. بعد شد دو شنبه خبری ازش نبود منم اس ندادم. راستش خیلی سردتر شدم نسبت بهش نمیدونم چرا. بعد سه شنبه داشتم رستگاران میدیدم که یه شماره غریبه رو گوشیم اس داده بود خوندم دیدم امیره. زده بود امیرم ببخشید نتونست اس بدم آخه شارژ نداشتم منم گفتم اوکی همین. از اون روزم یعنی میشه ۶مرداد بهش اس ندادم. خیلی کوچیکم میکنه آخه.

حالا بذارید اطرافیان امیرو بگم. ماها توی چندتا مجتمع متصل بهم زندگی میکنیم. امیر اینا روبه روی ما هستند. یعنی من اتاقشو میبینم. تو همون ساختمون یه عالمه یعنی همشون پسرند. یکی از اونا که با امیرم ارتباط داره میخواد باهام دوست شه. اما من نمیخوامششششششششششششش از هر ۱۰۰۰۰تا اسش یکیو جواب میدم. هان؟شمارمو از کجا داره؟ متاسفانه تو اون ساختمون تله منو دارند. بعد همین. دوباره امیر یه دوست صمیمی داره به اسم آرش منو اون خیلی باهم لج بودیم یه مدت . دیروز با یه پسره دیگه تو ماشین بودند که اون آقا خیلی آمار میداد اما من نه....! شب شد یکی اس داد هییییییییی گفت میخوام باهات دوست شم نگو نه. منم گفتم نه. گفت چرا؟گفتم اهلش نیستم. گفت تو که راست میگی. گفت تا حدی میشناسمتو... منم دیگه جواب ندادم بهش. حدس میزنم همون پسره بود که کنار آرش بود از این آرش هر کاری بر می آد. خلاصه این کل این جند روز بود.

+ نوشته شده در  2009/8/4ساعت 2:21 PM  توسط age gofti?  | 

www.adamaketanha.blogfa.com

اصلا دلم نمیخواد دیگه در مورد امیر بحرفم. چون به هیج وجه ارزششو نداره. اگه دیدید اینجا نیومدم توی اون يكي وبلاگم منتظرتونمممممممممممم.

+ نوشته شده در  2009/8/2ساعت 0:44 AM  توسط age gofti?  | 

یعنی من انقدر احمقم؟؟؟

سلام. امروز ظهری دلم خواست بدونم امیر چندم به دنیا امده؟اس دادم بهش : سلام. ۱۱ فروردین هستی یا۱۰؟میس انداخت. فهمیدم اعتبار نداره. امدم بسندم نشد تا اینکه عصر رفتم و یه کارت شارژ واسش گرفتم. الآن اس دادم. وقت داری؟ میس ننداخت. زدم من برات اعتبار گرفته بودم اما انگار دوست نداری  بحرفیم. باشه عب نداره خوش باشی. میس انداخت. منم شماره شارژو دادم. تا ۱۰مین اس نداد. منم زدم عیب نداره نمیخوای بحرفی. فقط بگو ۱۱ یا ۱۰؟

 زد: سلام. خوبی؟ چطور؟ 

 زدم:سلام. مرسی تو خوبی؟ نمیخوای بگی؟

 زد: ۱۰. بگو واسه ی چی؟

 زدم: چرا میزنی؟ همینطوری.    میبینید تورو خدا خودم هم شارژ میدم بازم زورش میاد بجوابه.

زد: بگو دیگه جان امیر     وااااااااااای الهی قربون حرف زدنش برم

زدم:اولا جون امیرو واسه این چیزا قسم نخور.بعدم اینکه خوب میخواستم بدونم.همین به خدا

زد:واسم چیزی نخریا

زدم:چرا؟

زد:همینجوری. گفتم یه وقت به زحمت نیوفتی.

زدم:زحمت!!! به جاش واسه خودم میخرم. چون میدونم تو از یه مزاحم چیزی قبول نمیکنی.

اه ه  ه ه ه  ه ه  ه اس هام نمیرسه بهش. امیر نمیدونی چقدر دوستت دارم که  .

زدم: خیلی دوست داشتی که من بهت اس نمیدادم؟

باز اسم نرسید. میس انداختم رفتم پشت خط آقا.  حقته. حقته. حالا هی بهش رو بده. حقته. بشین زار بزن آیدا خانوم.کمته. 

میبینه با دوتا جواب دادن چه خرت میکنه. وااای من چقدر احمقم  

بکش. انقدر گریه کن تا بمیری.

زد:چه ربطی داره؟

منم زدم: چی چه ربطی داره؟               وایی اگه باهات دوست بودم همچنان دعوایی میکردم..

زد:اس ام اس

زدم:کلی بود               حالا وایسید همچنان حالشو بگیرم اما همه چیز به وقتش. من میرم بعدا میام بقیشو میگم. راستی از این خیلی حرصم گرفت که حتی یه تشکر هم ازم نکرددددددددددددددد  

+ نوشته شده در  2009/7/25ساعت 11:5 PM  توسط age gofti?  | 

هه هه هه

یک شوخی بیش نبود که امده بود با نمک شه !

امروز بعد از ظهر امیرو دیدم. یکی از دوستای امیر میخواست باهام دوست شه منم گفتم نهههههههههههههه

+ نوشته شده در  2009/7/24ساعت 11:3 PM  توسط age gofti?  | 

خبر جدید و اخرین اپم

دیشب به حرفم گوش کرد و رفت خونه . امروز عصری خیلی ناراحت بود هی گفتم چته؟ گفت خوبم. تا اخر گفت بی خبر ازش رفتن براش خواستگاری. گفت چند روز می خواد بره فکر کنه و با خونه هم قهره. من که باور نمیکنم. میدونم که بهم دروغ گفته اما دلیلشو نمیدونم آخه اون با مامانش اینا دوست بود این کار محاله. نمیدونم. خدا!! بهم کمک کن. هر چند که خیلی وقته منو گذاشتی کنار. اما خدا من نمیتونم تو رو فراموش کنم. بیا و  یه بار دیگه بزرگیتو تو زندگیم بهم نشون بده. منتظرتم. من دیگه حوصله نوشتن ندارم. خسته ام . از همه چیزو همه کس. خدانگهدار.

+ نوشته شده در  2009/7/23ساعت 8:44 PM  توسط age gofti?  |